|
|
|
|
|
شعری از شاملوی بزرگ با صدای زیبای فرهاد ترانه ای می سازد ماندنی . برای همه آنها که در پشت دیواری از دیدن روشنی محروم مانده اند.
يه شب مهتاب آهنگ رو اینجا گوش بدین |
||
|
|
|
|
|
درود . درود به همه دوستان خوبم
پس از یک دوره غیبت تقریبا دو ماهه ، دوباره نوشتن و دلیل آوردن برای این غیبت کار آسونی نیست . جدا از مشغله روز مره ، حوادث پس از انتخابات و فضای شور و نشاط بوجود آمده توسط دولت کریمه هم مزید بر علت شد تا ما چند صباحی عطای جایگاه مموشی خودمان را به لقایش ببخشیم . اما حمل بر خود ستایی نباشه !! پ ن : تهدیدهای راحیل کار خودش رو کرد پ.ن : به جای این پست یه پست دیگه نوشته بودم که بلاگفای لعنتی زرتی از بینش برد. |
||
|
|
|
|
|
من از طرفدارای موسوی هستم به ایشان رای هم دادم . از نظر من به عنوان یک شهروند این جامعه روند موجود در انتخابات چه قبل از رای گیری و چه در زمان رای گیری و چه هنگام اعلان نتایج در بسیاری موارد یک طرفه به نفع رقیب آقای موسوی و شبهه برانگیز بود . موارد آن هم در رسانه های مختلف گفته شده و تکرار آن ضرورتی ندارد . اما چند انتقاد یا بهتر بگویم مطلب مبهم که ذهن من را مشغول کرده بیان می کنم و خوشحال خواهم شد نظر دوستان را در مورد آنها بدانم . ۲ - قاعدتا ناظران کاندیداها باید در اکثر شعب اخذ رای حضور داشته باشند و از آمار آراء اخذ شده اطلاع داشته باشند . چرا آمار شعب که توسط ناظران آقای موسوی گرداوری شده توسط ستاد آقای موسوی منتشر نمی شود تا با مقایسه آن با آمار وزارت کشور مطلب روشن شود؟ ضمن تقدیر از تلاش نامزدها برای صیانت از آراء مردم باید توجه کنیم که اگر سازو کارهای موجود در دستگاههای نظارتی و قانونی مشکل دارد ، خود آقایان در بوجود آوردن ساختارهای موجود بیشترین نقش را داشته اند . حتما روشهای قانونی برای تغییر ساختار دستگاههای نظارتی وجود دارد . بنابراین به نظر می رسد کشاندن مردم خصوصا جوانان به خیابانها که به طور طبیعی می توانند دچار احاسات شده و رفتارهای غیر قابل کنترل داشته باشند ، آخرین راه حل می تواند باشد نه اولین . آخرین مطلب اینکه صمیمانه دعا می کنم خدا به اصحاب رسانه غیر ملی این اندازه عقل و درایت عطا کند که اگر جایی آتشی روشن شد ، برای خاموش کردن آن روی آتش بنزین نمی ریزند. |
||
|
|
|
|
|
آنچه ما در این سی و چند سال یاد گرفته ایم مجموعه ای از مطالبی بوده که بخش اعظم آن از کتابهای نشر شده در حکومت اسلامی بوده و طبعا انتظار می رود کسانی که یا خود نویسنده این کتب هستند یا به نوعی در انتشار آنها دست دارند ، یک از هزار مطالب آنها را به عمل درآورند . یکی از مقوله های تبلیغ شده در سالیان اخیر اخلاق اسلامی بوده و کتابهای مختلفی در این زمینه نوشته اند . همین طور تقوی موضوعی بوده که بر آن تاکید فراوان شده . حال بیایید احوال این روزهای جامعه مان را نگاهی دقیق تر بیاندازیم . در آستانه انتخابات طبیعی است از تمامی احزاب و گروهها انتظار می رود نامزد مورد نظر خود را تبلیغ کنند و حداکثر سعی و تلاش خود را به کار گیرند تا دولت را که نماد و منشا قدرت است به دست گیرند . اما مطلب مهمی که مغفول واقع می شود این است که قدرت را به چه قیمتی می خواهیم به دست آوریم . آیا باید به هر وسیله و هر عملی متوسل شد.؟ آیا باید باید هر رذیلتی را به گروه و دسته مقابل ، آن هم به دروغ نسبت داد؟ کدام اصل اخلاقی چنین مجوزی را صادر می کند .؟ خصوصا برای داعیه داران اصولگرایی این عیب بزرگ پذیرفتنی نیست . این خبر رو ببینید: (زمان هلاکت یزیدها و عمرسعدهاست. ..) . آقایان کدوم یزید ؟کدوم عمر سعد ؟ چرا افراد مسلمان شهروند جامعه اسلامی را اینگونه خطاب می کنید ؟ چه کسی این حق را به شما داده تا این گونه عده ای را تخطئه کنید . ؟
یا مورد دیگری رییس جمهور محترم در اظهار نظری که شایسته یک دیپلمات رده پایین هم نیست ، بیان کرده اند که برای من تلخ ترین لحظه زمانی بوده که خاتمی به فرانسه سفر کرده بود و ژاک شیراک در بالای پله های محل استقرار خود ایستاده بود و خاتمی در پای پله ها از ماشین پیاده شد و پله های متعدد را پشت سر گذاشت تا به او برسد و این حرکت از موضع ضعف ،باعث تحقیر ما شد. خوشبختانه به مدد فیلم و عکس های موجود دروغ بودن موضوع خیلی سریع مشخص شد . از طرفی اگر به فرض چنین هم می بود بالا رفتن از چند پله تحقیر آمیزتر است یا حضور در کنفرانسی که عنوان خلیج را به جای خلیج فارس به کار می برد . ؟ بالا رفتن از چند پله تحقیر آمیزتر است یا حضور در دانشگاه آمریکایی و شنیدن انواع و اقسام توهین به ملت؟ یا حضور در کنفرانس دوربان ؟ ظاهرا بعضی ها اخلاق اسلامی و اصول ماکیاولی را در مخلوط کن ریخته اند تا از آنها معجونی درست کنند . اما این معجون هر چه باشد به مذاق جامعه ما خوش نمی آید . دلیل این مدعا هم بماند تا بعد......... عکسهای حضور خاتمی در فرانسه رو می تونید اینجا و اینجا ببینید. شایدم عکسها ساختگیه ............ |
||
|
|
|
|
|
تصویر زیر رو دوست عزیزی برام فرستاده .این تصویر ۱۷ اردیبهشت امسال منطقه ای از استرالیا رو نشون میده که آتش سوزی سه ماه پیش اون رو به این روز در آورد. هم جنگل و درختا تو آتش مهیب سوختن هم جان ۱۷۳ انسان گرفته شد ،هم خشم طبیعت بیش از دو هزار خانه را نیست و نابود کرد . اما بر خاکستر این زمین سوخته نفرین شده درختی رویش دوباره را تجربه می کند . شوق رویش دوباره این درخت ، امید به زندگی دوباره را فریاد می زند.
می توان از این عکس درسها آموخت . هرکسی می تواند از این عکس توصیفی کند . توصیف من این است : هرگاه در کوره راههای زندگی به بن بستی میرسیم ، یا فضای اجتماع ، سیاست و فرهنگ آنقدر بسته می شود که مجال نفس کشیدن نمیدهد ، باز هم امیدی هست . امید به تغییر فضای موجود و بهتر شدن آنچه وجود دارد . اصلاح آنچه ایده آل و آرمان نسل پیش از ما بوده و شاید به کج راهه رفته یا عده ای خواسته اند آنرا مصادره به نفع خود کنند . این روزها کم کم دارد به قول معروف تنور انتخابات داغ می شود . عده ای از دوستان همانند دوره های پیشین معتقد به تحریم انتخابات و قهر با صندوقهای رای هستند . به این دوستان عرض میکنم فکر کرده اید در ایجاد فضای موجود شما هم مقصرید ؟ به راستی اگر این عده که کم هم نبودند در انتخابات پیشین با صندوقها قهر نمی کردند و سفت و محکم از جریان اصلاحی حمایت می کردند آیا قدرت به دست تفکری می افتاد که همه ما می دانیم اکثریت را نمایندگی نمی کنند؟ فکر کرده اید به خاطر این قصور ، چه مقدار از منابع و سرمایه های ملی حیف و میل شد ؟ چرا باید امروز در وضعیتی باشیم که به اعتراف کثیری از کارشناسان چندین سال کار جدی لازم است تا به وضعیت چهار سال پیش برگردیم ؟ عده ای مرتب بر طبل نومیدی می کوبند که صاحبان قدرت کنونی مگر اجازه انتخاب را می دهند؟ هر که را بخواهند خودشان انتخاب می کنند . از صندوق همان بیرون می آید که خودشان می خواهند . اما تجربه تاریخی ما این را نشان نمی دهد . درست است که ما به نداشتن حافظه تاریخی مشهوریم ولی انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ که یادمان نرفته . چنین می نمود و واقعا بود که حاکمیت به تمامی از یک کاندیدای مشخص حمایت می کند و خواست حاکمیت انتخاب آن کاندیدای خاص است . ولی دیدیم که نتیجه چه شد . فکر می کنید اگر اکثریت تحول خواه همان زمان هم این پز شبه روشنفکری را پیشه کرده بودند ، آیا چنین حماسه ای شکل می گرفت . این روزها در آستانه سالگرد آن حماسه بزرگ ، از همه تحول خواهان و طرفداران اصلاحات انتظار می رود نه تنها در انتخابات شرکت کنند بلکه شرکت فعال و تبلیغی و توجیهی داشته باشند . مباد که چهار سال دیگر در چنین روزهایی حسرت بخوریم که کاش فعالتر در انتخاب رییس جمهور دخالت می کردیم . در هر شرایطی امکان ادامه و شروع دوباره وجود دارد . باور کنیم . این عکس همین را فریاد می زند . |
||